دانلود کتاب Mr Masters
49,000 تومان
آقای استاد
| موضوع اصلی | عاشقانه – عاشقانه معاصر |
|---|---|
| نوع کالا | کتاب الکترونیکی |
| حجم فایل | 388 کیلوبایت |
| نویسنده | Swan T L |
|---|---|
| زبان | انگلیسی |
| فرمت | EPUB |
| سال انتشار | 2018 |
جدول کد تخفیف
| تعداد کتاب | درصد تخفیف | قیمت کتاب |
| 1 | بدون تخفیف | 25,000 تومان |
| 2 | 20 درصد | 20,000 تومان |
| 3 الی 5 | 25 درصد | 18,750 تومان |
| 6 الی 10 | 30 درصد | 17,500 تومان |
| 11 الی 20 | 35 درصد | 16,250 تومان |
| 21 الی 30 | 40 درصد | 15,000 تومان |
| 31 الی 40 | 45 درصد | 13,750 تومان |
| 41 الی 50 | 50 درصد | 12,500 تومان |
| 51 الی 70 | 55 درصد | 11,250 تومان |
| 71 الی 100 | 60 درصد | 10,000 تومان |
| 101 الی 150 | 65 درصد | 8,750 تومان |
| 151 الی 200 | 70 درصد | 7,500 تومان |
| 201 الی 300 | 75 درصد | 6,250 تومان |
| 301 الی 500 | 80 درصد | 5,000 تومان |
| 501 الی 1000 | 85 درصد | 3,750 تومان |
| 1001 الی 10000 | 90 درصد | 2,500 تومان |
Job satisfaction has taken on a whole new meaning.
When I lied on my resume, I didn’t expect it to matter.
I mean any child would love me; I was born to be a nanny.
I applied for a position working for a woman, or so I thought.
But Julian Masters is definitely all man…the kind you dream of licking chocolate from.
The first day was bad. The kids were the spawn of the devil and I spied through a window and caught him doing something obscene…. and equally fascinating.
The second day was worse, he caught me snooping in his bathroom cabinet in my skimpy pyjamas and all hell broke loose.
On the third day, I ran over him in a golf cart.
And by day four I had decided that I wanted that chocolate…all of it.
Melted….on me.
But intelligent, widowed Judges don’t fall for ditzy nannies.
Or do they?
ترجمه فارسی (ترجمه ماشینی)
او قدرتمند، مسن تر و رئیس من، ترکیبی مرگبار بود.
رضایت شغلی معنای جدیدی پیدا کرده است.
وقتی من در رزومه ام دروغ گفتم، انتظار نداشتم مهم باشد.
یعنی هر کودکی مرا دوست خواهد داشت. من برای پرستاری به دنیا آمدم.
برای موقعیتی که برای یک زن کار میکردم درخواست دادم، یا اینطور فکر میکردم.
اما جولیان مسترز قطعاً مرد است. …از آن جورهایی که آرزوی لیسیدن شکلات را دارید.
روز اول بد بود. بچه ها تخم شیطان بودند و من از پنجره جاسوسی کردم و او را در حال انجام کار زشت گرفتار کردم. و به همان اندازه جذاب.
روز دوم بدتر بود، او مرا در حال جستوجو کردن در کابینت حمام خود با لباس خواب کوتاهم گرفت و همه جهنم از بین رفت.
>در روز سوم، با یک چرخ دستی گلف او را دویدم.
و روز چهارم تصمیم گرفتم که آن شکلات را میخواهم… span>
ذوب شده….روی من.
اما قاضیهای باهوش و بیوه، دلشان برای پرستار بچههای سرگردان نمیافتد.
یا آنها؟

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.