Freddie Jackson thinks he owns the underworld when he gets out of prison. He’s done his time, made the right connections, and now he’s ready to use them. His wife Jackie just wants her husband home, but she’s forgotten the rows, the violence, and the girls Freddie can’t leave alone. Bitter, resentful, and increasingly unstable, Jackie watches her life crumble while her little sister Maggie’s star rises. In love with Freddie’s cousin Jimmy, Maggie is determined not to end up like her sister. Families should stick together, but behind closed doors, jealousy and betrayal can fester until everyone’s life is infected. And for the Jacksons, loyalty cannot win out. Because in their world you can trust no one. In their world everyone is on the take.
ترجمه فارسی (ترجمه ماشینی)
زمانی که فردی جکسون از زندان خارج می شود فکر می کند مالک دنیای اموات است. او وقت خود را به پایان رسانده، ارتباطات مناسبی را ایجاد کرده و اکنون آماده استفاده از آنهاست. همسرش جکی فقط میخواهد شوهرش به خانه برود، اما او دعواها، خشونتها و دخترانی را که فردی نمیتواند تنها بگذارد را فراموش کرده است. جکی تلخ، خشمگین و به طور فزاینده ای ناپایدار، در حالی که ستاره خواهر کوچکش مگی طلوع می کند، زندگی اش را در حال فروپاشی تماشا می کند. مگی که عاشق جیمی پسر عموی فردی است، مصمم است که مانند خواهرش نشود. خانوادهها باید به هم بچسبند، اما پشت درهای بسته، حسادت و خیانت میتواند تا زمانی که زندگی همه آلوده شود، تبخیر شود. و برای جکسون ها، وفاداری نمی تواند پیروز شود. زیرا در دنیای آنها به هیچ کس نمی توان اعتماد کرد. در دنیای آنها همه در دست گرفتن هستند.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.