دانلود کتاب We Shouldn’t

49,000 تومان

ما نباید


موضوع اصلی عاشقانه – فانتزی
نوع کالا کتاب الکترونیکی
حجم فایل 416 کیلوبایت
نویسنده
زبانانگلیسی
فرمتEPUB
سال انتشار2019
مطلب پیشنهادی: با پول کتاب در ایران چی میشه خرید؟
در صورت نیاز به تبدیل فایل به فرمت‌های PDF، EPUB، AZW3، MOBI و یا DJVU می‌توانید به پشتیبان اطلاع دهید تا در صورت امکان، فایل مورد نظر را تبدیل نمایند. سایت بَلیان دارای تخفیف پلکانی است، یعنی با افزودن کتاب بیشتر به سبدخرید، قیمت آن برای شما کاهش می‌یابد. جهت مشاهده درصد تخفیف‌ها بر روی «جدول تخفیف پلکانی» در پایین کلیک نمایید. جهت یافتن سایر کتاب‌های مشابه، از منو جستجو در بالای سایت استفاده نمایید.
شما می‌توانید با هر 1000 تومان خرید، ۱ شانس شرکت در قرعه‌کشی کتابخانه دیجیتال بلیان دریافت کنید و شانس خود را برای برنده شدن جوایز هیجان انگیز امتحان کنید. «شرایط شرکت در قرعه‌کشی»

جدول کد تخفیف

با افزودن چه تعداد کتاب به سبد‌خرید، چند‌ درصد تخفیف شامل آن خواهد شد؟ در این جدول پاسخ این سوال را خواهید یافت. برای مثال: اگر بین ۳ الی ۵ کتاب را در سبد خرید خود قرار دهید، ۲۵ درصد تخفیف شامل سبد‌خرید شما خواهد شد.
تعداد کتاب درصد تخفیف قیمت کتاب
1 بدون تخفیف 25,000 تومان
2 20 درصد 20,000 تومان
3 الی 5 25 درصد 18,750 تومان
6 الی 10 30 درصد 17,500 تومان
11 الی 20 35 درصد 16,250 تومان
21 الی 30 40 درصد 15,000 تومان
31 الی 40 45 درصد 13,750 تومان
41 الی 50 50 درصد 12,500 تومان
51 الی 70 55 درصد 11,250 تومان
71 الی 100 60 درصد 10,000 تومان
101 الی 150 65 درصد 8,750 تومان
151 الی 200 70 درصد 7,500 تومان
201 الی 300 75 درصد 6,250 تومان
301 الی 500 80 درصد 5,000 تومان
501 الی 1000 85 درصد 3,750 تومان
1001 الی 10000 90 درصد 2,500 تومان
توضیحات
Bennett Fox walked into my life on one hell of a crappy Monday morning.

I was late for the first day at my new job—a job I’d now have to compete for even though I’d already worked eight years to earn it, because of an unexpected merger.

While I lugged my belongings up to my new office, a meter maid wrote me a parking summons.

She’d ticketed a long line of cars—except for the Audi parked in front of me, which happened to be the same make and model as mine.

Annoyed, I decided to regift my ticket to the car that had evaded a fine. Chances were, the owner would pay it and be none the wiser.

Except, I accidentally broke the windshield wiper while slipping the ticket onto the car’s window.

Seriously, my day couldn’t get any worse.

Things started to perk up when I ran into a gorgeous man in the elevator. We had one of those brief moments that only happened in movies.

You know the deal…your body lights up, fireworks go off, and the air around you crackles with electricity.

His heated stare left me flush when I stepped off the elevator.

Maybe things here wouldn’t be so bad after all.

Or so I thought.

Until I walked into my new boss’s office and met my competition.

The gorgeous man from the elevator was now my nemesis. His heated stare wasn’t because of any mutual attraction. It was because he’d seen me vandalize his car. And now he couldn’t wait to annihilate his rival.

There’s a fine line between love and hate—and we shouldn’t cross it.

We shouldn’t—but straddling that line could be so much fun.


ترجمه فارسی (ترجمه ماشینی)

بنت فاکس در یک صبح روز دوشنبه جهنمی وارد زندگی من شد.

من برای اولین روز در کار جدیدم دیر آمدم – شغلی که اکنون داشتم. برای رقابت حتی با وجود اینکه قبلاً هشت سال برای کسب آن کار کرده بودم، به دلیل ادغام غیرمنتظره.

در حالی که وسایلم را به دفتر جدیدم بردم، خدمتکار متری برایم احضاریه پارکینگ نوشت.

او برای صف طولانی ماشین‌ها بلیت گرفته بود – به جز آئودی که جلوی آن پارک شده بود. من، که اتفاقاً همان مدل و مدل من بود.

با عصبانیت، تصمیم گرفتم بلیت خود را دوباره هدیه کنم ماشینی که از جریمه فرار کرده بود به احتمال زیاد، مالک آن را پرداخت می‌کند و عاقل‌تر نمی‌شود.

به جز اینکه به‌طور تصادفی در حالی که برف پاک‌کن شیشه‌ی جلو را شکستم. بلیت را روی شیشه ماشین انداختم.

به طور جدی، روز من بدتر از این نمی شد.

همه چیز شروع به خوب شدن کرد. وقتی در آسانسور با مردی زیبا برخورد کردم. ما یکی از آن لحظات کوتاهی را داشتیم که فقط در فیلم‌ها اتفاق می‌افتاد.

تو می‌دانی که … بدنت روشن می‌شود، آتش بازی خاموش می‌شود و هوای اطرافت با برق می‌ترکد.

هنگامی که از آسانسور پایین آمدم، خیره‌ی داغ او من را برافروخت.

شاید همه چیز اینجا چندان بد نباشد.

یا من اینطور فکر می کردم.

تا اینکه وارد دفتر رئیس جدیدم شدم و رقیب خود را ملاقات کردم.

مرد زیبای آسانسور اکنون دشمن من بود. نگاه داغ او به دلیل هیچ جذابیتی متقابل نبود. به این دلیل بود که او من را در حال خرابکاری ماشینش دیده بود. و حالا او نمی توانست صبر کند تا رقیب خود را نابود کند.

میان عشق و نفرت مرز باریکی وجود دارد—و ما نباید از آن عبور کنیم.

نباید—اما گام برداشتن در این خط می تواند بسیار سرگرم کننده باشد.

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “دانلود کتاب We Shouldn’t”